Wir verwenden Cookies, um die Benutzerfreundlichkeit dieser Webseite zu erhöhen (mehr Informationen).

Prof. Dr. Werner Gitt

چگونه به بهشت راه می یابیم؟

Die grundlegende Frage, die suchende Menschen sich stellen, wird hier von Prof. Dr. Werner Gitt beantwortet. "Wie findet man den Himmel?" Auf jeden Fall nicht durch eigene Anstrengungen oder Konzepte. "Was aber bringt uns wirklich in den Himmel?" Gott hat die Einladungen für den Himmel schon verteilt wie im Gleichnis des Menschen, der zu einem großen Fest Einladungen verschickte. Doch viele Menschen redeten sich heraus.

Prof. Dr. Gitt ruft dazu auf, nicht so "kurzsichtig" wie diese Leute zu sein. Jesus will uns vor der Hölle erretten und diese wird kein Vergleich zu der sogenannten "Hölle von Auschwitz" sein. Er hat am Kreuz für unsere Schuld bezahlt, wir müssen diese Einladung nur annehmen, dann ist ein Platz im Himmel "gebucht". Ein Entscheidungsgebet soll den Lesern dabei helfen.

Dieses Traktat eignet sich besonders gut zur Weitergabe an suchende Menschen!

8 Seiten, Best.-Nr. 120-36, Kosten- und Verteilhinweise | Eindruck einer Kontaktadresse



چگونه به بهشت راه می يا بيم ؟

بسياری از مردم ابديت را جدی نميگيرند و اين موضوع حتی درباره افرادی که در مورد انتهای زندگی خود فکر ميکنند نيز ديده ميشود. خانم » درو بار يمور « هنرپيشه آمريکايی

که بعنوان يک ستاره سينمايی خردسال در فيلم » ای. تی. « ( موجود تخيلی ) ايفای نقش کرده بود، در سن بيست و هشت سالگی ( او متولد سال 1975 است ) گفت: " دوست دارم اگر زودتر از گُربه ام مُردم، خاکسترم را برای خوردن به او بدهند، تا لااقل در جسم او به حيات ادامه دهم". آيا اين نادانی و کوتاه فکری در مورد مرگ، وحشتناک نيست؟

در زمان عيسی مردمان زيادی بسوی او آمدند، خواسته های آنان اغلب جسمانی بود:

ده جزامی از او تقاضای درمان کردند ( لوقا 17 : 13 ).

کوران خواستار بینایی خویش بودند ( متی 9 : 27 ).

فردی برای حل دعوای میراثش از او یاری طلبید ( لوقا 12 : 13 – 14 ).

فریسیان به قصد گرفتار کردنش، از پرداخت مالیات به قیصر می پرسیدند ( متی 22 : 17 ).

اما فقط عده قليلی به سوی او آمدند تا از چگونگی ورود انسان به ملکوت آسمان بدانند.

جوان متمولی به سوی او آمده  پرسيد: " ای استاد نیکو، چه کنم تا حیات جاودانی را وارث گردم " ( لوقا18 : 18 ). به او گفته شد همه اموالت را بفروش، يعنی هر آنچه را که قلبا به آن وابسته بود را بفروشد و عيسی را همراهی کند. اما چون او بسيار ثروتمند بود، از پند عيسی پیروی نکرد و از ورود به بهشت منصرف شد. کسانی نیز بودند، که بدنبال بهشت  نبود ند، اما زمانی که با عيسی روبرو شدند، مورد اندرز وی قرار گرفته و بسرعت آن را دريافتند. زکی ( باجگير ) تنها در شوق ديدار عيسی بود. اما او بيش از آن نصيبش شد. بعد از ملاقات عيسی در خانه زکی، او ملکوت آسمان را يافت. عيسی فرمود:  

" امروز نجات در این خانه پیدا شد" ( لوقا 19 : 9 ).

بهشت را چگونه ميتوان  يافت؟

مطابق آنچه که تا کنون بيان شد، در می يابيم که:

در یک روز معین میتوانیم به بهشت دست یابیم. دانستن این موضوع مفید است، چرا که شاید امروز شما خوانندگان عزیز به بهشت نزد خداوند راه یابید.

لازمه ورود به بهشت انجام اعمال خاصی نیست.

ممکن است بگونه ای کاملا پیش بینی نشده به بهشت دست یافت.

بر طبق کلام خداوند تلاشهای ما برای رسيدن به بهشت کاملا بيهوده می باشد. يک خواننده زن در ترانه اش در مورد دلقکی که بعد از سالها کار در سيرک، به فعاليت هنريش پايان داده بود چنين می خواند: " او يقينا به بهشت خواهد رفت، چرا که انسانهای بسياری را شاد کرده بود". خانم نيکوکاری که خانه ای را برای مستمندان تاسيس ميکند تا بيست زن بتوانند مجانا در آن ساکن شوند و برای سکونت در آن خانه تنها يک شرط گذاشته بود، بدين ترتيب که آن زنان موظف بودند تا هر روزه به مدت يک ساعت برای آمرزش روح موسس آن خانه، در دعا باشند.

پس چه چيز برای ما بهشت را به ارمغان می آورد؟

عيسی با مثلی پاسخ اين سوال را به روشنی بيان ميکند. عيسی در انجيل لوقا فصل 14 آيه 16 از شخصی ( که در اينجا منظور خداست ) می گويد که جشن ( که در اينجا منظور ملکوت آسمان است ) را تدارک ديده و پس از آن ميهمانانش را دعوت می کند. اما آنان يکی پس از ديگری از دعوت سر باز می زنند. اولی می گويد: " من مزرعه ای خريده ام و ... ". دومی میگوید: " پنج گاو خريده ام و ... ". و سومی می گويد: " ازدواج کرده ام و از اين سبب نمی توانم بيايم". عيسی اين مثل را با سخنی از ميزبان چنين به پايان ميرساند: " زیرا به شما می گویم، هیچ یک از آنانی که دعوت شده بودند شام را نخواهند چشید ".( لوقا 14 : 24 ).

 به وضوح بيان می شود که ملکوت آسمان هم دست يافتنی و هم از دست دادنی است. نکته اساسی اجابت يا رد دعوت است و حال سوال اين است : آيا از اين ساده تر می توان به ملکوت آسمان دست يافت؟ در جواب بايد گفت: امکان ندارد ! ملکوت آسمان از بسياری از آدميان دريغ می شود، نه به اين خاطر که آنها راه را نشناخته اند، زيرا که دعوت را رد کرده اند.

سه دسته آدميانی که در مثل از آنان ياد شد، الگوی ما نيستند. چرا که هيچکدام دعوت را نپذيرفتند و به ميهمانی نيامدند. آيا آن جشن ديگر برگزار نمی شود؟ البته که انجام ميشود ! بعد از عدم اجابت آنان، ميزبان دعوت نامه هايش را به هر سو می فرستد. البته کارت دعوتی طلاکوب فرستاده نمی شود. بلکه اعلام می شود که » بياييد « و هر که اين دعوت را اجابت می کند، مکانی در آن جشن می يابد. در اينجا چه اتفاقی می افتد؟ بله ، فوج مردمان سرازير می شود، در اين حين ميزبان به ارزيابی می پردازد. هنوز جای کافی وجود دارد. او به غلامانش می گويد: "برويد و ديگران را نيز دعوت کنيد".

در اينجا می خواهم تا معنای اين مثل را متوجه خودمان کنم، چرا که مضمون آن دقيقا مطابق وضعيت امروزی ماست. هنوز مکانهای خالی در آسمان وجود دارند و خداوند

می گويد: " بيا، جايگاهت را در آسمان برگير! هوشيار باش و برای ابديت مکانی را از پيش برگزين ! همين امروز!"

آسمان به گونه ای غير قابل تصور زيباست و به همين سبب عيسی آنرا با جشنی عظيم مقايسه می کند. در اولين نامه پولس به قرنتيان ( 2 : 9 ) آمده است: " چیزهایی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آنچه خداوند برای دوستداران خود مهیا کرده است ". هيچ چيزی در دنيای جسمانی، حتی نمی تواند تشبيهی نزديک به بهشت باشد. ملکوت آسمان بگونه ای غير قابل تصور زيباست. ملکوت آسمان به قدری ارزشمند است که نبايد آن را از دست داد. شخصی درب آسمان را بروی ما گشوده است. او عيسی است، پسر خدا ! ما همچنان قدردان اوييم، که راه رسيدن به بهشت را چنين آسان نموده است. مهم خواست قلبی ماست. تنها آنانی که بينشی کوتاه چون سه مرد ياد شده در مثل بالا را دارند، دعوت را رد می کنند. 

نجات از طريق عیسی

در اعمال رسولان ( 2 : 2 ) آيه بسيار مهمی را می خوانيم: " و چنین خواهد بود که هر که نام خداوند ( عیسی ) را بخواند، نجات یابد " اين جمله ای محوری در عهد جديد است، هنگامی که پولس در فيليپی در زندان بود، در صحبت با زندانبان به همين موضوع اشاره می کند: " به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه ات نجات خواهید یافت "

( اعمال رسولان 16 : 31 ). اين پيام علی رغم کوتاهی اش، موثر و دگرگون کننده است. در همان شب زندانبان به عيسی ايمان می آورد.

بايد توجه کنيم که عيسی می خواهد تا ما را از راهی که به لعنت منتهی ميشود، خارج کند. مطابق کتاب مقدس، حضور آدميان در ملکوت آسمان و جهنم ابدی است. يکی با شکوه و دیگری مخوف. مکان سومی وجود ندارد. پنج دقيقه پس از مرگ، دیگر سخنی با ما گفته نخواهد شد و فرصت به پايان می رسد. مکان جاودانه ما تنها به مسيح و به رابطه ما با او وابسته می باشد.

هنگاميکه در لهستان برای ايراد سخنرانی در سفر بودم، از اسارتگاه های آلمان هيتلری در شهر آش ويتس ديدن کردم. اتفاقات هولناکی در طی دوره رايش سوم در آنجا روی داده بود. از سال 1942 تا 1944 در آنجا بيش از 1،6 ميليون نفر که اکثر آنها يهودی بودند، با گاز کشته و سپس در کوره سوزانده شده بودند. آنجا را » جهنم آش وتيس « می ناميدند. هنگاميکه با راهنمايی يکی از کارمندان آنجا برای تماشا به داخل کوره رفتيم، به معنای استعاره ای » جهنم آش ويتس«، که هر بار 600 انسان همزمان در آنجا کشته می شدند، فکر کردم. بگونه ای غیر قابل تصور وحشتناک بود. اما آيا واقعا آنجا يک جهنم بود؟ از آنجايی که از سال 1944 قتل اسرا در آن مکان متوقف شده بود، ما می توانستيم به مشاهده آن مکان برويم، ديگر هيچ انسانی در آنجا به اتاق گاز و سپس به کوره آدم سوزی برده نمی شود. آن کوره آدم سوزی موقت بود، اما جهنم خداوند هميشگی است.

در سالن ورودی اين موزه ، تصوير صليبی که به همراه پيکر مسيح نقش شده بود توجه ام را به خود جلب کرد. يک اسير اميد خويش را به مسيح مصلوب با ناخن بر روی ديوار خراشيده بود. آن هنرمند نيز در آن اتاق گاز کشته شده بود. اما او عيسای نجات دهنده را شناخته بود. او در مکانی وحشتناک کشته شده بود، با اين وجود درب آسمان به روی او باز بود. بايد توجه کرد که پس از ورود به آن جهنمی که عيسی در عهد جديد با تاکيد به آن هشدار ميدهد ( بطور مثال در متی 7 : 13 و متی 5 : 29 – 30 و متی 18 : 8 )، نه راه خروجی و نه نجات امکانپذير می باشد. آن جهنم همچون » جهنم آش وتيس « خاموشی ندارد و هيچگاه قابل رويت نيست.

بهشت  نيز هميشگی است و آن مکانی است که خداوند مايل است ما را بدانجا ببرد. به همين دليل دعوت او را رد نکنيد. نام مسيح عيسی را صدا بزنيد و آمادگی خود را برای ورود به بهشت اعلام کنيد! بعد از يک سخنرانی، خانمی هيجانزده از من پرسيد: "در اينصورت آيا ميتوان ملکوت آسمان را برای خود پيش خريد نمود همانگونه که ميتوانيم بليطی را از آژانس مسافرتی پيش خريد نماييم؟"  "همينطور است: هر کس که ثبت نام نکرده باشد به مقصود نمی رسد، اگر شما قصد سفر به هاوايی را داشته باشيد، بايد بليط معتبری نيز داشته باشيد « او دوباره پرسيد » اما مبلغ بليط بايد پرداخته شود « و من پاسخ دادم: " بله و برای سفر به ملکوت آسمان هم همينطور است، اما قيمت آن خيلی بالاست و کسی نميتواند خودش آن را بپردازد، گناهان ما مانع سفر ما ميشوند. خداوند در ملکوتش هيچ گناهی را تحمل نمی کند. کسی که می خواهد بعد از اين زندگانی برای هميشه نزد خداوند بماند، بايد عاری از گناه باشد. اين پاکی از گناه تنها ميتواند از طريق يک فرد بيگناه انجام شود و آن عيسی است. تنها اوست که از عهده پرداخت جريمه گناهان ما برمی آيد و او هزينه ورود به ملکوت آسمان را با خون خويش و مرگش بر روی صليب پرداخته است."

حال چگونه ميتوانيم به بهشت وارد شويم؟ دعوت خداوند برای نجات متوجه ما نيز هست. در بسياری از آيات کتاب مقدس تاکيد شده است، در برابر دعوت خداوند عکس العمل نشان بدهيم:

» کوشش کنید تا از در تنگ داخل شوید «
 (
لوقا 13 : 24 ).

» توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است «
 (
متی 4 : 17 ).

» از در تنگ وارد شوید، زیرا فراخ است آن در و وسیع است آن طریقی که مودی به هلاکت است و آنانی که بدان داخل می شوند بسیارند، زیرا تنگ است آن در و دشوار است آن طریقی که مودی به حیات است و یابندگان آن کم اند « ( متی 7 : 13 – 14 ).

» بدست آور آن حیات جاودانی را که برای آن دعوت شدی « ( اول تیموتاوس 6 : 12 ).

» به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه ات نجات خواهید یافت « ( اعمال رسولان 16 : 31 ).

تمامی اين آيات نافذ و بيدار کننده هستند. جديت، اهميت و فوريت را در تمامی آنها می توان احساس کرد. رسيدن به ملکوت آسمان برايمان ميسر است، اگر تنها اين دعوت را با دعايی که می تواند به شکل زير بيان شود اجابت کنيم:

" عيسای خداوند، امروز خواندم، که تنها از طريق تو می توانم به ملکوت آسمان راه يابم. دوست دارم تا با تو در آسمان باشم. مرا از جهنمی که به خاطر گناهانم به آن داخل می شوم نجات ده. تو مرا آنقدر دوست داشته ای که به خاطر من بر صليب جان دادی و در آنجا تاوان گناهان مرا پرداختی. تو از تمامی گناهان من، حتی گناهان کودکيم آگاهی، تو تمامی گناهانی را که اکنون بر آنان آگاهم و حتی آنانی که از يادم رفته اند را می شناسی. تو بر هر جنبش قلبم آگاهی. در برابرت همچون کتابی گشوده شده ام. آنچنان که هستم نمی توانم نزد تو بيآيم. از تو ميخواهم که گناهان مرا ببخشی،  گناهانی که قلبم را ميفشارند. به زندگی من وارد شو و آن را تازگی ببخش. مرا ياری ده تا تمامی آنچه را که نزد تو ناخوشايند است ترک کنم و مرا عاداتی از تو برکت يافته ارزانی دار. مرا ياری ده تا کلامت، کتاب مقدس را درک کنم. مرا ياری ده تا آنچه گفته ای درک کنم وبا قلبی مطيع آنچه که نزدت نيکوست بجا آورم. از هم اکنون مولای من باش. من می خواهم که تو را پيروی کنم. راهی را که در هر مقام از زندگيم بايد بروم، بر من آشکار نما. از تو قدردانم که مرا اجابت نمودی و من اکنون اجازه دارم تا فرزند خدا باشم و روزی نزد تو در آسمان باشم. آمين. "

Dir. u. Prof. a.D. Dr.-Ing. Werner Gitt